baranbaran، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

باران آقامحمدی

دخمل من

1391/6/4 0:06
نویسنده : غزاله
469 بازدید
اشتراک گذاری

امروز صبح زود از خواب بیدار شدیم رفتیم بیمارستان مهر بیش دکتر الماسیان بعد از کلی معطلی رفتیم تو همین که خوابیدم روتخت بهم گفت تو دختری بابات فکر میکرد تو بسری اما وقتی شنید خیلی ذوق کرد دکتر انگشتای کوچولوتو  وهمه چیو با حوصله نشونمون داد فکر نمیکردم بابات با شنیدن صدای قلبت اینهمه ذوق کنه اول به مامانی خبر دادیم تو گل دختری بعد بابایی به همه دوستاش اس ام اس داد حالا دیگه من یه دخمل دارم که قراره منو از تنهایی در بیاره               خدایا شکرت             دختر من سالمه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)